خدایا... ہِیچ بنده اے را اونقدر تنہِا نڪن ڪہِ بہِ ہِر بے سروپایے بگہِ عشقم..
کد Ùx90کج شدÙx8eÙx86Ùx90 تÙx8eصآÙx88Ûx8cر
کداÙx87Ùx86Ú¯ براÛx8c Ùx88بÙx84اگ
-->-->--> کدÙx87اÛx8c جاÙx88ا اسکرÛx8cپت
Ùx83د Ùx85Ùx88سÙx8aÙx82Ùx8a براÙx8a Ùx88بÙx84اگ
این عصرهای بارانی ...
عجیب بوی نفس های تو را می دهد ...
گوئی تو اتفاق می افتی ...
و من دچار می شوم ...
تمام " من" دارد " تو" می شود ...

دیگر تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد...
یک بار قسمت کردم چندین برابر شد!

من خوبم
خسته نیستم!
فقط گاهی دستم به زندگی نمیرود
زندگی شوق رسیدن به همان فرداییست که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی,نه در فردا
ظرف امروز پر از بودن توست

برچسب: تنهایی,
نویسنده: مجید